X
تبلیغات
رایتل
بهترین بهانه
واسه پرواز شب من بهترین بهانه ای تو .... تا که بشکنم سکوت و بهترین ترانه ای تو
پنج‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1386
بازی

سلام دوستان

 

خوبین

تو این پستم می خوام یه بازی بزارم ........

البته یکی از دوستای خوبم یعنی آیدای  عزیزم منو به این بازی دعوت کرده

منم نخواستم دعوتشو بدون جواب بزارم(ببخشید آیدا جان اگه یه کم دیر شد .........)

از من خواسته که تو یکی از پست هام بگم که وقتی کوچیک بودم از چی می ترسیدم !!!

راستش من زیاد بچگی هامو یادم نیست.......

آخه..........یه کم حافظم ضعیفه..........ولی خوب یه کم بزرگترو یادمه .... مثلا

6_7 سال به بالا .........

یادمه از تاریکی خیلی می ترسیدم .........البته بیشتر بچه ها می ترسن...واسه همین شبا زودتر از همه می خوابیدم که مطمئن بشم یکی بیداره و هوامو داره.........ولی الان بر عکس دیر تر از همه می خوابم.......اصلا هم نمی ترسم......

دومین چیزی که ازش می ترسیدم این بود که یکی سرم داد بکشه یا دعوام بکنه........مخصوصا بابام............  این یکیو هنوزم ازش می ترسم(البته اینو گفتم چون بابامو خیلی دوست دارم واسه همین دوست ندارم سرم داد بکشه)

سومین چیزی که ازش خیلی میترسیدم این بود که از حیوان جماعت خیلی میترسیدم  مثل گربه......(خوب ترس داره دیگه......)

ولی خوب .......بعضی وقت ها ادما از یه چیزایی خیلی می ترسن ولی به سرشون میاد ومجبورن  که قبول کنن

بعضی وقت ها هم ترس باعث میشه آدم محتاط تر باشه  ............و بعضی وقت ها هم باعث میشه آدم از خیلی چیزا عقب بیفته و خیلی چیزارو از دست بده..........

 

امیدوارم شما از دسته دوم نباشین.........

 

خوب........من اینجا از دوستای خوبم : علی-  امید - مهدیس - پریسا - مجتبی - نارسیس – الهام- مانی و محسن دعوت می کنم تو این بازی شرکت کنند

 

موفق باشین عزیزان

 

لینک این مطلب 12:54 ق.ظ| | نویسنده: مریم

  |نظرات [17]