X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
بهترین بهانه
واسه پرواز شب من بهترین بهانه ای تو .... تا که بشکنم سکوت و بهترین ترانه ای تو
سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1387

چه  شیرین است وقتی  سینه ها ازمهراکنده است

چه  شیرین است  وقتی افتاب  دوستی  

در اسمان دهر تابنده است

چه  شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است

دلم می خواست ....................

بهاری جاودان اغوش   وا می کرد

بهار درموجی از زیبایی   و خوبی شنا  میکرد

بهشت عشق می خندید

به روی اسمان ابی ارام

پرستو های   مهر و دوستی پرواز می کردند

مگو این ارزوها خام  است !

مگو روح بشر همواره سرگردان  و ناکام است

اگر این کهکشان از هم نمی  پاشد

وگر این اسمان در هم نمی ریزد

بیا تا ما فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

به شادی گل بر افشانیم ومی  در ساغر اندازیم


فریدون  مشیری

لینک این مطلب 06:36 ب.ظ| | نویسنده: مریم

  |نظرات [0]

یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1387
change

به آرامی مردن را اغاز می کنی

اگر سفر نکنی

اگر چیزی نخواهی

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدر دانی نکنی

به آرامی مردن را اغاز می کنی

زمانیکه که خود باوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی..........

اگر برده عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روز مررگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

به آرامی مردن را اغاز می کنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سر کش

و از چیز هایی که چشمانت را به درخشش وا می دارن

و ضربان قلبت را تند تر می کنند دوری کنی ........

تو به ارامی مردن را اغاز می کنی

اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت

شاد نیستی ....آن را عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی

اگر به خودت اجازه ندهی

که حد اقل یک بار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی

امروز زندگی را اغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری بکن

نگذار که به ارامی بمیری

شادی را فراموش نکن

لینک این مطلب 05:47 ب.ظ| | نویسنده: مریم

  |نظرات [12]

شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1386
زندگی یعنی همین نی نی کوچولو

 

 

توی صحنه غریب زندگی

هممون در نقش یک بازیگریم

با هممیم تو بازیهای روزگار

از درون هم ولی بی خبریم

بی خبریم زندگی تولد یه خاطره است

انگاری شروع یک نمایشه

کاشکی از دنیای این خاطره ها

سهم ما تموم خوبیها بشه

توی پشت صحنه دنیای ما

خوبی وبدی می مونه  یادگار

زندگی برای ما یه خاطره است

از تمام قصه های روزگار

بهتره به قلبامون دروغ نگیم

زندگی هر جور که باشه می گذره

من و تو مسافریم تو این روزها

مثل خورشید تو نگاه پنجره

هممون پشت نقاب صورتا

همیشه از صبح تا شب قایم می شیم

واسه پنهان کردن گریه هامون

روی قلب و روحمون خط می کشیم

اگه باز از روزگار دلت گرفت

لحظه ها  ثانیه ها ابری شدند

 

چشماتو یه لحظه ببند و..............

 

راستی عزیزم................

اگه از روزگار دلت گرفت و

 لحظه هات ابری شدند چی کار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(دوست دارم تو بخش نظرات بهم بگی..........از ته د لت)

 

 

 

لینک این مطلب 12:00 ق.ظ| | نویسنده: مریم

  |نظرات [34]


   1       2       3       4       5       ...       11    >>